ف. نامی

۱۶

مرد۱۳۹۴

دینِ منی

بوسیله ف. نامی / / آثار, اشعار و نوشته های ادبی
دینِ منی مبلغی هست که من مشتری اخمِ توام مقصدی هست که من رهروِ ایمای توام گِلِ من، مدهوش آب تنِ توست... ادامه مطلب

۱۶

مرد۱۳۹۴

گسسته سکوتی

بوسیله ف. نامی / / آثار, اشعار و نوشته های ادبی
گسسته سکوتی بندِ سکوت را می کَنَم بر لحنِ خموش تا شب و روز، مرا از تو حکایت باشد سخن از جانِ ... ادامه مطلب

۱۶

مرد۱۳۹۴

خاکستر

بوسیله ف. نامی / / آثار, اشعار و نوشته های ادبی
خاکستر در حجمِ آبیِ باران، واپسینم اما با که باید گفت گَرد خاکستری گِردم که گِرد جهان می گَردم و ... ادامه مطلب

۱۶

مرد۱۳۹۴

آوازِ دور

بوسیله ف. نامی / / آثار, اشعار و نوشته های ادبی
آوازِ دور آواز می خوانم، تا که باید خواه در کنار رَسته ای از دختری بی هنگام یا که در ... ادامه مطلب

۱۶

مرد۱۳۹۴

پیدا شو

بوسیله ف. نامی / / آثار, اشعار و نوشته های ادبی
پیدا شو آغوشت عاری کُن، پیدای ناپیدا شو  بیار تَن را، تمامِ تنِ من، خراب شود  بیا دستانِ سَرکشم، اسیرِ ... ادامه مطلب

۱۶

مرد۱۳۹۴

پلکِ شب

بوسیله ف. نامی / / آثار, اشعار و نوشته های ادبی
پلکِ شب تا شبی هست و نیست  پلک را بسته به پلکی مهتاب  شمع هم خاموش و عریان  با ... ادامه مطلب

۱۶

مرد۱۳۹۴

احساسِ شیخ

بوسیله ف. نامی / / آثار, اشعار و نوشته های ادبی
احساسِ شیخ تو یادگاریِ دیوارِ خیابان را  نوشتارِ درختِ پیر و مفلوسِ کوچه هامان را  مدان ناچیز: شاید، نشانِ بَیصِ مَردمی ست  که ساعتها، ماتم زده با کمرِ خمیده شان  به آن تکیه ... ادامه مطلب

۱۶

مرد۱۳۹۴

بوسه

بوسیله ف. نامی / / آثار, اشعار و نوشته های ادبی
بوسه عجب شراره ای که ندارد بوسه  نالان پیکری، در سَبو.   های، چشمی که بس عریانِ بیرون است  و بر دور دستِ ... ادامه مطلب

۱۶

مرد۱۳۹۴
ادراک – برای درویش سفید از کجا تَراکِ ادراک گشودن ؟  این همه فهمیدن، شناختن، دریافتن  و در عمقِ نَفَس های ممنوعِ تنفس جو  لحظه ای گُنگ گشتن، تنگ گشتن، مبهوت گشتن  از ... ادامه مطلب

۱۶

مرد۱۳۹۴

جان را شکسته

بوسیله ف. نامی / / آثار, اشعار و نوشته های ادبی
جان را شکسته کشیده این سایه ها از تَن به راهم  که آن هم می رَوَد بر زیرِ پایم  جانی شکسته با دیده ی دل، عُمرِ بی ثباتم.  ... ادامه مطلب