بحثی در خصوص ترجمه ی شعر

بحثی در خصوص ترجمه ی شعر

بحثی در خصوص ترجمه ی شعر

اگر باوری عمیق به غیر قابل ترجمه بودن اشعار داشته باشیم در واقع این مسئله و سئوال به ذهنمان می رسد که چرا امروزه ترجمه ی اشعار بسیاری از بزرگان شعر دنیا را می توان در کتاب فروشی های دنیا یافت هر چند فاصله ی فرهنگی و زبانی بسیاری داشته باشند؟ و کلا چرا اشعار بزرگان ادبیات جهان عمدتا ترجمه می شود و در دست ملیت های دیگر قرار می گیرد؟ در صورتی که طبیعتا وقتی شما ترجمه ای از حیدر بابایه سلام را به زبان های دیگر می خوانید هنوز زیبایی و خلوص را در شعر احساس می کنید اما با این حال هر چند ترجمه بسیار حرفه ای باشد آن زیبایی و مفهوم اصلی شعر را که در زبان مادری شعر گفته شده نخواهد داشت.
ترجمه ی شعر مبحثی است بسیار پیچیده و قابل تامل ، هر چند امروزه کتاب ها راحت تر از تاریخ گذشته چاپ می شود و شاعران هر دیار کتاب ها چاپ می کنند که بیش از قدرت خرید مردم است اما باز نگاهمان به ترجمه هایی از شاعران دیگر کشورها در پشت ویترین مغازه ها دوخته می شود و این نشان از ارزش دادن مردم آن سرزمین به ترجمه های آثار دیگر کشورهاست. اما دلیلش چیست؟
یقینا دلایل تنها به این چند نکته ختم نمی شود. باید دلایلی محکم تر وجود داشته باشد که مترجمان را وادار و یا تشویق به ترجمه کند.
من شخصا به این که نویسنده حداقل اگر نتواند اشعار را به زبان اصلی آنان بخواند باید با ترجمه ی آثار تا آنجا که می تواند آشنا باشد معتقدم و دلیلش واضح است.
مطمئنا شعر در همان قالب ، درون مایه و یا وزنی که در هر کشوری گفته می شود ختم نمی شود. شاید شعری از یک شاعر چینی را بخوانید که هیچ قالبی و زبانی نظیر آن در زبان مادری تان پیدا نشود پس آشنایی با آن شعر نیز خالی از لطف نخواهد بود اگر مسلط به چگونگی استفاده و آموختن از آن باشیم.

دلیل دیگر آشنایی با فرهنگ دیگر نوشته هاست. از آنچه که باورم بر این است که هر نوشته ای زیرفرهنگ خود را دارد بنابراین توجه به این امر بسیار مفید خواهد بود. برای یک شاعر بهتر خواهد بود اگر بداند حافظ چرا در شعرهایش نیز حافظ بود. چرا استاد شهریار حیدربابایه سلام را در آن فرهنگ زیبا بیان میکند. چرا در اشعار مولوی ، فرهنگ شمس تبریزی آشکار است. این به شاعر کمک خواهد کرد تا تسلط به فرهنگ نهان و آشکار اشعارش داشته باشد و و آن را تصحیح ، یا تقویت و از آن در زمینه های دیگر کمک گیرد.
به عقیده ی من باید یک شاعر و یا خواننده ی خوب به یاد داشته باشد که او همیشه یک شعر ، و نه تنها شعر که هر کتاب یا مطلبی را تنها به خاطر لذتی که در قالب و چهارچوب است نمی خواند. لذت اصلی در روح و مفهوم است نه در فیزیک و قالب. بنابراین پر واضح است اگر او نیاز به خواندن آثاری نیز از دیگر فرهنگ ها و کشورها داشته باشد. یک شاعر تنها در قالب شاعر نیست که شاعر اصلی در زیبایی بیان ، مفهوم و درون مایه و غیره و غیره نیز توان دارد.

شاعر هر کشوری شاید بتواند در زندگی روزانه اش کلمات را هر گونه که می خواهد در جمله اش جای دهد ، ساده زندگی کند و یا ساده حرف بزند اما در شعر اینگونه نیست ، هر کلمه ای باید سنجیده تر از یک سخن عادی نوشته و سروده شود و این کافی است تا بدانیم که حتی ترجمه هم زیباست ، اگرچه در مفهوم اصلی و زبان مادری شعر نیست اما هنوز مفهوم یک شعر را دارد.

دلایل حتی می تواند تک تک اعضای فرهنگ از زبان گفتار و نوشتار گرفته تا نوع لباس و رفتار را در برگیرد تا یک خواننده ی کتاب را تحریک به خرید شعری و یا کتابی ترجمه شده کند.

اما نه هر ترجمه ای!
شاید این مطلب گاهی خواننده را در انتخابش و عقایدش نسبت به اثری ترجمه شده بترساند اما در صورتی که مسلط به زبان مادری شعر نیستیم راهکار تنها آشنایی با قدرت ترجمه در مترجم و اطمینان به اوست و این تردید نبایست خواننده را وادار به فرار کند.

بهتر است به موضوع سطحی نگاه نشود….
اگر منظور خواندن است پس بنابراین باید هر نوشته ای که خوانده می شود درک شود در این صورت مفهوم خود را نشان خواهد داد و همین طور اگر نقصی و یا نقضی در ترجمه باشد. یک ترجمه ، زمانی یک ترجمه ی خوب به حساب می آید که نه تنها نوع جمله بندی بلکه مفهومش نیز به مطلب مادر نزدیک باشد و اگر این نزدیکی افزوده تر شود ارزش ترجمه بالاتر می رود یعنی می توان گفت در یک جهت تشدید و یا تقلیل می شوند. اگر خواننده تنها به آهنگ و وزن تکیه کند در حقیقت شعر را نشناخته است و این نیز دلیلی محکم بر تشدید استفاده از ترجمه های شعری و حتی ادبی است تا احساس شناختی روح و درک مفهومی خود را تقویت کنیم.

اما مسئله ای دیگر ….
اگر ترجمه ای زیباست تنها به دلیل زیبا ترجمه کردن مترجم نیست که شاید شاعر نیز زیبا و حرفه ای سروده است. در این جا دو مورد پیش می آید. یکی آنکه ممکن است شاعر آنرا زیبا سروده ولی مترجم تا حدی زیبا ترجمه کرده که خوشایند باشد ، در این زمان ممکن است که نقص هایی در ترجمه ی مفهوم وجود داشته باشد که خواننده باید آنرا در نظر گیرد و این دلیلی دیگر بر ارزشمند بودن شناخت شعر و یا مطلب مادر است. مورد دیگر اینگونه نیز می تواند باشد که ممکن است شما ترجمه ای زیبا را بخوانید و از آن بسیار لذت ببرید اما در این هنگام شاید نتوان آن اندازه سراینده ی شعر مادر را ستایش گفت که امکان دارد تنها مترجم آن را گونه ای هنرمندانه ترجمه کرده است که دلنشین تر شود. در این هنگام نیز ممکن است مفهوم اصلی شعر مادر از بین رفته باشد هر چند شعر ترجمه شده دلنشین و زیباست.

هرچند مشکلات ترجمه گوناگونند و بسیاری ابدی اما ذاتا ترجمه به اندازه ای ارزشمند است که این مسائل و کاستی ها نمی تواند از ارزش آن تا اندازه ای بکاهد که مترجمان دیگر ترجمه نکنند.
آنگونه که ذکر شد یک نویسنده ، شاعر و یا خواننده ی کتاب بایستی با آثار دیگر کشورها آشنا شود زیراکه مطمئنا هیچ شخصی قادر به آموختن همه ی زبان ها نیست تا هر مطلبی را به زبان اصلی اش بخواند بنابراین ترجمه امری ارزشمند است و نباید به فراموشی سپرده شود که در صورت فراموشی ترجمه ی آثار دیگر کشورها ، در واقع دیگر کشورها را فراموش کرده ایم.

ف. نامی
Nov, 2007

درباره نویسنده